
آسمان را که مینگرم عطر خیالت مجالم نمیدهد...
دوباره از نو بازمیگردم به سر سطر ...آنجا که نام زیبای تو نگاشته شده است...
آنجا که نام من آغاز میشود...آن لحظه که عشق می روید و من در هوایش
نفس میکشم...فانوس ستاره ها را خاموش میکنم و چهره ی مهتاب را در پشت ابرها
پنهان میکنم ...تا دستانم در دست های گرم تو جای دارد چشم هایم را بر روی
هر آنچه دیدنیست میبندم...تصنیف عشق را برایت زمزمه میکنم...
تا غروب ستاره ها کنارم بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم...

عشق
من پذيرفتم که عشق افسانه است ... اين دل درد آشنا ديوانه است
مي روم شايد فراموشت کنم ... با فراموشي هم آغوشت کنم
مي روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب ديدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما مي روي ... آرزو دارم ولي عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را

دختري از پسري پرسيد : آيا من نيز چون ماه زيبايم ؟
پسر گفت : نه ، نيستي
دختر با نگاهي مضطرب پرسيد : آيا حاضري تکه اي از قلبت را تا ابد به من بدهي ؟
پسر خنديد و گفت : نه ، نميدهم
دختر با گريه پرسيد : آيا در هنگام جدايي گريه خواهي کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نميکنم
دختر با دلي شکسته از جا بلند شد در حالي که قطره هاي الماس اشک چشمانش را نوازش
ميکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خيره شد و گفت :
تو به انداره ي ماه زيبا نيستي بلکه بسيار زيباتر از آن هستي
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه اي کوچک از آن را
و اگر از من جدا شوي من گريه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد

می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا
یه جایی که دور باشم از غصه های دنیا
دلم اسیر نباشه اشکام غلیظ نباشه
اگر غلیظ هم باشه به پای عشقم باشه
می خوام مثل پرنده پر بکشم به هر جا
همیشه من بمونم تو این شادی و رویاء
می خوام دیگه غریبه برام نمونه اینجا
همه بشن آشنا واسه امروز و فردا
می خوام برم یه جایی خواب ببینم بهشتو
روز قشنگه عشق و آخر سر نو شتو


همه می پرسند:
چیست در زمزمه ی این جرعه ی آب؟
چیست در همهمه ی دلکش مرگ؟
چیست در بازی ان ابر سپید روي اين آبي آرام بلند
كه تو را مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟
چيست در خلوت خاموش كبوتر ها؟
چيست در كوشش بي حاصل موج؟
چيست در خنده ي جام؟
كه تو چندين ساعت ، مات و مبهوت به آن مي نگري!؟
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به اين آبي آرام بلند
نه به اين خلوت خاموش كبوترها
نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام
من به اين جمله نمي انديشم
به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي
تك و تنها به تو مي انديشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال كه باشم به تو مي انديشم
تو بدان اين را ، تنها تو بدان
تو بيا
تو بمان با من، تنها تو بمان
جاي مهتاب به تاريكي شب ها تو بتاب
من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند
اينك اين من كه به پاي تو در افتادم باز
ريسماني كن از آن موي دراز
تو بگير
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ي ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان.
در دل ساغر هستي تو بجوش
من همين يك نفس از جرعه ي جانم باقيست
آخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش


۱- تو
اينجا
کنار من , نشسته اي
فکر تو
در دوردست
جايي حوالي غرب
فکر من
دوردست تر
حوالي شرق
من , اينجا
کنار تو , نشسته ام
فاصله امان , يک وجب
فکرهايمان سر و ته يک خط !
2- من
اينجا
نشسته ام
تو
در دوردست
فکر تو
همين نزديکي است
فکر من
نزديک تر
کمي شمال تر , شرق تر
يا جنوب تر , غرب تر
من اينجا نشسته ام
تو آنجا
فاصله امان يک دريا
فکرهايمان يک نقطه !
3- من
شب هنگام
زير لحافم مي خزم
چشم ها را می بندم
تا
تو را
پيدا کنم
تو همين حوالي هستي
چه فکرت ته خط باشد
چه يک نقطه
تو
مهمان
رويای شبانه منی
اری من همانم که تورا دنیایه خود میدانم اخر چگونه تورا فراموش کنم.............توبگو.....؟؟؟
این همه انتظار این همه دل هوره براه چه.........؟؟؟؟
ان روز میرسد که تو پشیمان ازرفتارت و به یاد گذشته غمگین شوی.....
غمگین از اینکه تو بامن چه کردی وهیچ نگفتم............
اری من منتظر همیشگی هستم تا تورا دراغوش گیرمو تو..................
محبوب من
هیچ تضمینی ندارم که بگویم تا ابد با تو خواهم ماند
اما به راستی قلبم گواهی می دهد
در یاد و خاطرم جاودانه خواهی ماند
سامان.
دانشگاه جهاد دانشگاهی واحد یزد
توی ادامه مطلب بخونیدش.

براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد، ديوانه هيچ نداشت و گريست، گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد، اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است .
مرگ داشت با زندگي دردو دل ميکرد، بهش گفت تو چرا واسه همه دوست داشتني هستي و همه دوست دارن با تو باشن ولي من واسه هيشکي ارزش ندارم ؟؟! زندگي بهش گفت چون تو يه حقيقتي و من يه دروغ !!
به غم كسي اسيرم كه زمن خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اسر ندارد غلط است كه گويند دل به دل راه دارد دل من زغصه خون است دل او خبر ندارد.
مطالب عاشقانه بیشتر در ادامه مطلب
سلام به همه دوستان عزيزم
از همه شما به خاطر اين كه من رو در تمام شرايط ياري كرديد ممنونم و نمي دونم چه طور مي تونم زحماتتون رو جبران كنم.
راستش براي من يه كار پيش اومده كه حدود20 روز از جمعتون خارج مي شم ولي اميدوارم كه با نظراتتون در وبلاگ دست هاي گرمتون رو حتي در نبودنم حس كنم.
گامهایم را برمی دارم تا راهی شوم سوی دیگر چه سنگین هست این گام ها گویا دلم راضی نیست به این جدائی هرچند کوتاه ولی دشوار . برای چند روزی کوله بارم را بستم میرم از اینجا اما دلم همینجا پیش شما می ماند . دوستان گلم شما هم با حضوره گرمتون از راهی دور ولی قلبی نزدیک من را تنها نزارید.
راستي اين وبلاگ جديد من هست كه با همكاري عسل خانوم درست كردم ببينيد.
سلام
هر چي بيشتر ميگذره من معني عشق رو بيشتر مي فهمم
اسم مطلبی که امروز گذاشتم پس كجايي هست. ماجراي يه پيرمرد عاشق.
توي ادامه مطلب بخونيدش
سلام
توي اين پست مي خوام صحبت هاي خودم با يه دختر افغاني ساكن كانادا(لندن آنتاريو) رو بزارم.
اين قدر حرفاش به دلم نشست كه براتون مي زارم. روي من خيلي تاثير داشت.
عسل خانوم براي من چندتا بيت شعر هم خوند كه براتون بعضا رو ميزارم. از شعراش معلوم هست كه دختر با احساسي هست.
موزيك آنلاین وبلاگ رو تقديم مي كنم به تنها دختري كه توي قلبم جا داره. عشقش هميشه توي قلب من ميمونه. شايد سرنوشت نمي خواد كه من و اون با هم باشيم ولي هميشه به يادشم و دوستش دارم.
عاشق هميشگي تو سامان

این شعرو خيلي دوست دارم:
آدمک آخر دنياست بخند
آدمک مرگ همين جاست بخند
آن خدايي که بزرگش خواندي
بخدا مثل تو تنهاست بخند
ادامه عکس ها در ادامه مطلب

موزیک رو به درخواست مینا خانوم گذاشتم
برای دانلود موزیک به ادامه مطلب بروید
آهنگ جدید و زیبای هادس و مهیار با نام مهم نیست
(با دو کیفیت متفاوت)

موزیک رو به درخواست مینا خانوم گذاشتم
برای دانلود موزیک به ادامه مطلب بروید
مطالب ارسالي از سحر خانوم
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : نمي خوامت حال فاصله ها جشن میگیرند هلهله ی جدایی را
از سحـــــر خانوم ممنونم.
با احساس بخونيد. در ادامه مطلب بقيه رو بخونيد.
برایت می نویسم
فریاد کنم اندوه سال های نبودنت را
آنقدر از من دوری که برای رسیدن
تقویم قد نمی دهد
اما برایت می نویسم
از ته مانده غرورم
ودل تهی
و چشمهای منتظر
و دردی که با دیدنت تسکین می یابد
از همه وهمه که نشان نبودنت را میدهد
و تمام نامه ها را به آدرسی که ندارم پست خواهم کرد...
می خوام دوباره بنویسم شاید کمی تسکین بگیرم...
می خوام بگم چرا دنیای ما این جوریه؟
چرا با من با تو بد تا میکنه... بد تا کرد...!
چرا بعد این همه آشفتگی و دربه دری همه میگن زندگی کن؟
آخه چه جوری...؟ من که کاری به کسی نداشتم...
داشتم نون عشقمو می خوردم...
به قول شما داشتم زندگی می کردم...
من که به همون دل خوشیهای کوچیکم قانع بودم...
چیزی نخواستم از این دنیا...
این وسط کی رشته الفت گسست... کی بد شد؟ من یا تو...
باشه حتما من بدم که باید بد ببینم...
لابد من باید تنها قربونی این عشق باشم...
من باید خودمو با این نبودنت تطبیق بدم...
من باید از کوچه های اقاقی خاطرات پای پیاده بگذرم...
گریه و حسرت تنها در وجوم من ریشه بزنه...
جوانیم هم به پای تو در این سرای دلتنگی میگذره...
حالا که نیستی می خوام منی نباشه...
بی وفایم قطرات اشکهای بیگناهم میباره تندتر از همیشه...
کجایی... با که هستی... در خیال چه هستی...
خیابان و کوچه ای نمانده که خالی از یاد تو باشه...
با هر بار آمدن باران یاد تو بیشتر در فضای تاریک چشمام موج میزنه...
قطرات سرشکسته نگاهم با آه و انتظار در قلبم رسوب میکنن...
منو تنها نذار

همكلاسي عاشق من در ادامه مطلب
نوشته ای از روزهای تنهایی
عشق تنها چيزي است که با گم شدن از دست نمي رود

شاید فکر کنید من دیوونه شدم که این حرف ها رو نوشتم ولی وقتی تنها میشی و عشقت رو از دست میدی مثل من با خودت هم حرف میزنی.
این هم یه مدلش هست. تو ادامه مطلب بخونیدش
این فایل با نرم افزار real player اجرا می شود

برای دانلود آلبوم بوسه پنهونی و موزیک ها به ادامه مطلب بروید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دلم می خواد بنویسم، می دونم نمی خونیش(نمی تونی) ولی می نویسم که یک روز در کنار هم این خاطره ها رو مرور کنیم
نمی دونم این حادثه اتفاق بیفته یا نه اما با این حال منتظرت می مونم حتی تا ابد.
می نویسم از ته دل شعر عاشقانه ام را
امیدوارم
هرچه زود تر حرفهای دلم
رو بخونی
چون
:خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت
نمی گم
:خداحافظ
می گم
:به امید دیدار

شبي بي حوصله رفتي دعا كردم كه برگردي
خداراتاسحرآن شب صداكردم كه برگردي
كنار پيچك زرد وخاموش باغچه ماندم
تمام لحظه هايم را فنا كردم كه برگردي
من از آواز پائيزي شدم دلگيرومي دانم
چه بيهوده دلم را مبتلا كردم كه بر گردي
عاشقت شدم اما هرگز به تو نمی گویم چون...
برای ادامه متن به ادامه مطلب بروید
به نام تک نوازنده گيتار عشق
در شبي باراني خسته و غمگين به سوي تو امده ام ونام تو را
ميخوانم زيرا اين دل عشق را لمس کرده و تو را ميخواهد من نميدانم تو کي
هستي و کجايي اما اين عشق است که هوس ديدن تو را در من شعله ور
کرده اي مهربانترينم

در غروب سرد عشق اين جمله را با من بخوان مرگ تو مرگ من است
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
افسرده و دلتنگ چرا مثل مني
من عاشق اويم كه رنگم شده زرد
تو عاشق كيستي كه هم رنگ مني

عزیزم زیباترین روز دنیا رو با تو داشتم و عشق را
با تو تجربه کردم و واژه محبت را در چشمان مهربان
و زیبای تو یافتم حال قشنگترین لحظاتم را پای ساده ترین
دقایقت خواهم ریخت تا بدانی عاشقترینم
و عاشقانه می پرستمت
من و این ابرها چشم انتظاریم که در دشت خیال تو بباریم
و در دشت خیال تو همیشه گل یاس بکاریم .
عکس و متن هاي بيشتر در ادامه مطلب
این هم کلیپ زیبای My Love Was You با صدای Masih & Arash Ap & Payam به در خواست زیاد دوستان
(با دو کیفیت متفاوت Wmv & 3Gp )
.::پیشنهاد میکنم این کلیپ فوق العاده زیبا رو از دست ندین::.
برای دانلود موزیک ویدیو به ادامه مطلب بروید

زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند. آنها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم!
مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره!
زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم!
مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري.
زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني.
مرد جوان: مرا محکم بگير .
زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟
مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي سرت
بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند:
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه که بدليل
بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت.
مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن جوان را
مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست براي
اخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند .

تولد نخستین دیدارمان روزی در زیر باران پائیزی بود
وقتی که تکه های ابر رویاهایمان کم کم به هم پیوند خورد
آنگاه ما نیز جاری شدیم و
به رودهای عاشق جهان پیوستیم واکنون هربار باران که
می بارد به همراه آن همواره چکیدن یاد توست برپنجره
قلبم که مدام تکرارخواهد شد.
آهنگ جدید وبسیار زیبای گروه TM باهمراهی Aemha به نام دختر بندر
با سه کیفیت

موزیک رو به درخواست دوستان گذاشتم
برای دانلود موزیک به ادامه مطلب بروید